سیدمحمد بهشتی، معمار برجسته و عضو پیوسته فرهنگستان هنر، در پیامی ویدئویی به چهارمین دوره جایزه معماری میرحیدر در دانشگاه شهید باهنر کرمان، به موضوع جایگزینی تکنولوژی به جای «اهلیت» و سازگاری با محیط در دهههای اخیر اشاره کرد. او معتقد است که این رویکرد به ساخت بناهایی یکسان و بیهویت منجر شده که فاقد تعلق مکانی هستند. به گفته وی، برای اصلاح این مسیر، بازتعریف هویت بومی و پاسخ به پرسشهای اساسی مانند «ایران کجاست و ایرانی کیست؟» ضروری است.

پرسشی که سالها نادیده گرفته شده است
بهشتی در این ویدئو بیان کرد که پرسش «ایران کجاست و ایرانی کیست؟» ذهن او را به خود مشغول کرده و آن را مهمترین پرسش امروز ایران دانست. او معتقد است که عدم طرح این پرسش، ریشه بسیاری از مشکلات کنونی جامعه است. وی اشاره کرد که در ۷۰ سال اخیر در جامعه و ۱۵۰ سال اخیر در میان نخبگان، این پرسش مطرح نشده است، با وجود علاقه به مظاهر فرهنگی ایران مانند ادبیات و معماری.
او برای مثال، به برنامههای توسعه و آبادانی کرمان اشاره کرد و گفت که «کرمانی بودن کرمان» و «کرمانی بودن کرمانیها» در این برنامهها امری تزئینی تلقی میشود، نه یک موضوع مهم و اساسی.
این استاد دانشگاه، حاصل این پرسش را «اهلیت» دانست و توضیح داد که بیش از ۱۵۰ سال است که نخبگان و حدود ۷۰ سال است که کل جامعه دچار اختلال در اهلیت شدهاند. او «اهلیت» را داشتن معرفت نسبت به هر موضوع تعریف کرد؛ به این معنا که ما ادامه آن موضوع شویم و آن موضوع نیز ادامه وجود ما باشد.
جایگزینی تکنولوژی به جای اهلیت
بهشتی در ادامه بیان کرد که «کرمانی بودن کرمان» و «کرمانی بودن کرمانیها» به هم مرتبط هستند و معرفتی که در این میان وجود دارد، در مقیاس کل ایران نیز موضوعیت دارد. او افزود که هزاران سال، آبادانی در باران دانلود سرزمین ما برگرفته از دانش و معرفتی بوده که از تعامل بین جامعه و محیط به دست میآمده است. اما در زمان کوتاهی، تصور شد که میتوان تکنولوژی را جایگزین اهلیت کرد و در ۱۵۰ سال گذشته، به شیوههای مختلف این جایگزینی صورت گرفته است.
عضو شورای عالی میراثفرهنگی تاکید کرد که منظور از تکنولوژی، به معنای عام کلمه است؛ یعنی بیتوجهی به محیط پیرامون. او با مثالی توضیح داد: در گذشته، پزشک هنگام مراجعه بیمار، از شغل و محل سکونتش سوال میکرد و سپس شرح حال میگرفت؛ اما اکنون، پزشک پس از شرح حال، آزمایش تجویز میکند و بر اساس نتایج، دارو میدهد، بدون توجه به شرایط محیطی بیمار.
ساختمانهای بیهویت امروز
بهشتی افزود که سالهاست به محیط توجهی نداریم و حتی در استقرار صنایع، تفاوتی ندارد که در کدام استان و با چه شرایطی باشد. او معتقد است که اگر با وجود تلاشها و سرمایهگذاریها، احساس توسعهیافتگی نمیکنیم، به دلیل عدم وجود پرسش «ایران کجاست و ایرانی کیست؟» است.
عضو پیوسته فرهنگستان هنر خاطرنشان کرد که معماری امروز ما، آینهای است که این موضوع را به خوبی منعکس میکند. او یادآور شد که اولین آثار معماری بشر مربوط به حوزه فرهنگی ایران است، زیرا این سرزمین نخستین جایی بود که انسان در آن یکجانشین شد. او به اهدای یکی از کهنترین خشتهای جهان توسط رئیسجمهور وقت به سازمان ملل اشاره کرد و گفت که ایران چنین سابقهای در ساختمانسازی دارد.
بهشتی تصریح کرد: تا سال ۱۳۳۵ که جامعه ایران در اهلیت خود مستقر بود، ساختمانی زشت و غلط نمیساختیم. اگر به ساختمانهای قبل از سال ۱۳۳۵ در کرمان توجه کنید، حتماً ساختمانهایی درست و زیبا هستند. اما پس از سال ۱۳۳۵، به مرور ساختمانهای درست و زیبا کمتر یافت میشوند و ساختمانها عموماً غلط و زشت شدهاند. بخش نوساز تمام شهرها، در سرزمینی وسیع مانند ایران با اقلیمها و فرهنگهای متنوع، تقریباً یکسان و بدون تفاوت است.
تکیه بر تکنولوژی به جای سازگاری با محیط
بهشتی با اشاره به تفاوت دمای ۱۱۷ درجهای بین سردترین و گرمترین نقطه ایران در سال گذشته، پرسید: بر اساس آییننامههای کنونی، ما فقط یک مدل ساختمان را یاد گرفتهایم بسازیم؛ این ساختمان چه ویژگیهایی باید داشته باشد که حداقل و حداکثر دمای ثبت شده در دو نقطه ایران را پاسخگو باشد؟
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد که امکان ندارد بتوان ساختمانهایی ساخت که این حداقل و حداکثر دما را پاسخگو باشند. او گفت: منطق ما این است که سیستمهای گرمکننده و خنککننده میتوانند مشکل را برطرف کنند و به دنبال حل مشکل با تکنولوژی هستیم؛ در صورتی که تا قبل از سال ۱۳۳۵ این سیستمها را در اختیار نداشتیم و در ساختمانها به خوبی زندگی میکردیم، زیرا یاد داشتیم ساختمانی بسازیم که با محیط خود تناسب داشته باشد.
او با طرح این پرسش که امروز در دانشگاههای ما در رشته معماری چه درسهایی ارائه میشود، گفت: عمده چیزی که درس داده میشود این است که شما یک ساختمان درست بسازید؛ ساختمانی که روابط فضایی آن با هم درست باشد، پرت فضایی نداشته باشد، سقف آن روی دیوارش بایستد و بقیه موارد را به عنوان تجملات قلمداد میکنند. در صورتی که ساختمانهای گذشته همه این خصوصیات را داشتند، به اضافه اینکه زیبا، دلنشین و باصفا هم بودند.
